22 May 2008

Prince Reza Pahlavi's Message to Khamenei

ھشداری به آقای علی خامنه ای و دست يارانشان
280_Washington_Post_big-March_30.jpg

اول خرداد ماه ١٣٨٧
من نيز، ھمانند اکثريت قاطع ھم ميھنانم، ديريست که حکومت جابرانه و خودکامۀ شما را بر ايران عزيز و بر مردم آزاده و
شريفش، از ھر نوع مشروعيت قانونی و اعتبار اخلاقی بی نصيب می دانم. چه، اگرانقلاب از رھگذر مشارکت نسنجيدۀ مردم
ايران مشروعيتی داشت، با آغاز و ادامۀ حکومت ولايت فقيه، که شما و يارانتان، چون بختکی سنگين برسينۀ ايرانيان فرود
آورديد، ذره ای از آن مشروعيت بر دامن به خون و فساد آلودۀ شما برجای نمانده است.
اعتبار و مشروعيت ھرحکومتی تنھا مشروط به تبعيتش از رای شھروندان و، مھم تر از آن، منوط به لياقتش در برآوردن
خواست ھای برحق و آرمان ھای انسانی آن ھاست. حکومتی که نه پاسخگوی شھروندانش باشد و نه کارساز مشکلاتشان،
ھمانقدر مشروع و معتبراست که حکومت بيگانگان در سرزمينی اشغال شده. کارنامۀ سياه سی سالۀ ولايت فقيه، آقای خامنه ای،
بی گمان معرف وجود و حضور چنين حکومتی در ميھن عزيزماست.
دلايل بی اعتنايی حکومت شما به رای مردم ايران چنان بديھی و بی شمارند که مشکل بتوان کسی را، در ايران يا در سراسر
جھان، يافت که از آن بی خبرباشد. نزديک به سی سال است که شما و دستيارانتان، با توسل به خشونت بی کران و تھديدھا و
ترفندھای گوناگون مجال ابراز رای و اظھارنظر آزادانه را از مردم ايران سلب کرده ايد و در زندانی به پھنای سرزمين بزرگ
ايران نه از مطبوعاتی که خواست ھا و آرای شھروندان محروم را آزادانه بازتاب دھند نشانی برجای گذاشته ايد و نه از احزاب
مستقلی که بتوانند گويا و مدافع منافع و مصالح طبقات گوناگون جامعۀ باشند.
کارگران و کارمندان ايران که در اين سال ھای سخت و عصيان زا متحمل بيشترين محروميت ھا شده اند نه حق تشکيل
سنديکاھا و انجمن ھای خود را داشته اند و نه حتی حق تجمع و تظاھر مسالمت آميز در اعتراض به حکومتی که چنين مصيبت
ھا و محروميت ھايی بر آنان تحميل کرده است. ميليون ھا دانشجوی ايرانی، اين نمايندگان واقعی ملت، اين سخنگويان ھشيار و
فرھيختۀ مردم ايران، ھرگاه سخنی در بيان واقعيت ھای تلخ زندگی خويش، در دفاع از مصلحت ميھن رنجورشان، به زبان و
قلم آورند پاسخ آن تحمل شکنجه و زندان و مرگ است. ھمين بھا را سال ھاست که زنان شيردل ايران، مادران و دختران محروم
وطن، نيز پرداخته اند، آن ھم به اتھام حق طلبی، به گناه تجاوز از حصار و حريم قرون وسطايی، به جرم تلاش برای گسيختن
زنجيرھای بندگی و حقارتی که حکومت شما بر آنان تحميل کرده است. حتی روحانيان حق طلب نيز که به نقش شما در سست
کردن اعتقادات مذھبی بخش بزرگی از مردم ايران پی برده اند اگر زبان به انتقاد و اعتراض گشايند از انتقام شما مصون نمی
مانند.
تنھا دو نھادی را که می توانند معرف و مترجم واقعی خواست و ارادۀ عمومی باشند، که ھمانا انتخابات ادواری و مجلس
شوراست، به نمايشی مبتذل و فرمايشی و به ابزاری شرم آور برای فريب مردمان فرو کاسته ايد. بی حضور احزاب و
مطبوعات آزاد و دادگستری مستقل، مردم ايران ھمانقدر از انتخابات شما بھره برده اند که مردم اتحاد جماھير شوروی سابق از
انتخابات نظام استالينی.
و اين جاست، آقای خامنه ای، که بايد به دليل دوم سلب کامل اعتبار و مشروعيت ولايت مطلقۀ فقيه پرداخت که ھمانا بی کفايتی
مزمن شما و پيشينيانتان در برآوردن حداقل نيازھای اقتصادی مردم ايران است. ابعاد وحشتناک اين بی کفايتی به ويژه با توجه
به درآمد سرشار سی سالۀ ايران از فروش نفت آشکارمی شود. به سخن ديگر، نظام ولايی شما افزون بر سلب ھمۀ حقوق و
آزادی ھای مردم ايران، و عليرغم دست يافتن به ثروتی باد آورده و عظيم، ايران آباد و بالندۀ آستانۀ انقلاب اسلامی را که رشک
جوامع ھمسايه بود به سراشيب ورشکستگی اقتصادی کشانده و مردم کوشا و مستعدش را به مصيبت ھای جانکاه تورم و بيکاری
روزافزون دچار کرده است. در سراسر جھان، از شمار انگشتان يک دست بيشتر نيستند حکومت ھايی که شھروندان خويش را،
بسان حکومت شما، ھم از آزادی ھای اساسی بشری محروم کرده باشند و ھم از حداقل حقوق مادی. عجيب نيست اگر برخی از
ياران معدود شما درعرصۀ بين المللی، از جمله سوريه و سودان و کرۀ شمالی، نيز در جرگۀ چنين حکومت ھايی جای دارند.
اما، آقای خامنه ای، سلب حقوق و آزادی ھای مردم ايران و خم کردن پشتشان با سنگينی مشکلات روزافزون اقتصادی با ھمۀ
اھميتشان در برابر خطرھا و تھديدھايی که از سر جھل و غوغاگری متوجۀ امنيت و تماميت ارضی ميھن عزيز ما کرده ايد
رنگ می بازند. واقعيت مسلم آن است که سال ھا پيش از تسلط شما و يارانتان بر مسند حکومت، سودای بھره جويی از اھرم
مذھب برای دخالت در جوامع ھمسايۀ ايران مھم ترين وسوسۀ ذھنی شما بوده است. در مقدمۀ قانون اساسی جمھوری اسلامی،
نامی برازندۀ آن است، از چنين سودايی به صراحت سخن رفته. « سند سلب حقوق ملت » که
تلاش شما برای حادثه آفرينی و مبارز طلبی برای تحريف افکار مردم ايران ريشه ای بس ديرينه دارد. از ھمان آغاز تسلط شما
و يارانتان بر مسند قدرت بود که به خوار شمردن بزرگان و قھرمانان تاريخی و تحقير آثار گرانقدر باستانی ايران پرداختيد و
عناد و خصومت خويش با ھويت و فرھنگ کھن ايران، يعنی شالوده ھای استوار ھمبستگی ھزاران سالۀ مردمانش، را تاييد
کرديد. از ھمان آغاز بود که با درھم شکستن شيرازه ھای ارتش مجھز و مقتدر ايران و ريختن خون سردارانش، به حکومت
عراق بھانه و فرصت داديد تا جسورانه بر ميھن عزيز ما بتازد. از ھمان آغاز بود که با سرکوب اقوام گوناگون ايرانی، با
تھديد و تحقير ايرانيان پيرو مذاھبی جز تشيع، شالوده ھای ديرينۀ ھمبستگی و ھمزيستی ميان ايرانيان را سست کرديد. جنگ با
عراق را، به بھای سنگين قربانی کردن صدھا ھزار جوان و نوجوان ايرانی و اتلاف سرمايه ھای بی حساب، آن ھم به سودای
تسلط بر عراق و رسيدن به قدس، چنان به درازا کشانديد تا ايران قربانی تجاوز، خود در نظر جھانيان و در داوری شورای
امنيت سازمان ملل متحد، ھمتراز متجاوزان شناخته شود. با نقض يکی از کھن ترين و مسلم ترين اصول حقوق بين الملل به
اشغال سفارت آمريکا و دستگيری و شکنجۀ اعضايش پرداختيد، و با وادار ساختن اين کشور به قطع رابطه با ايران، تنگناھای
اقتصادی و سياسی بی سابقه و پر ھزينه ای برای مردم ايران به ارمغان آورديد.
با دخالت مستقيم و غير مستقيم در امور داخلی ھمسايگان دور و نزديک ايران، از جمله عراق و لبنان و فلسطين و افغانستان، و
با حمايت تبليغاتی و مالی و نظامی خود از تندروترين و خشونت گراترين دشمنان آزادی و ھمزيستی در اين جوامع، نه تنھا نام
کرديد بلکه شماری بزرگ از « ياغی » و « تروريست » ايران عزيز را در جوامع بين المللی ھمنشين صفات پليدی چون
کشورھای بزرگ و کوچک جھان را به صف دشمنانش رانديد. اگر تا کنون ساده لوحانی در جھان نقش مستقيم حکومت شما را
در آشوب ھا و کشتارھای سرزمين ھای دور و نزديک ايران نمی ديدند سخنانی که برای نخستين بار از زبان يار ديرين شما،
آقای محمد خاتمی، در اعتراف بی پرده به اين نقش جاری شد جای ترديد برای کسی باقی نگذاشت.
اما، اين ھمه نيز برای تحقق اھداف اصلی شما که منحرف کردن افکار مردم ايران، از راه تحريک ديگران به دشمنی با ايران
و برافروختن آتش ستيز و جنگ، است کافی نبود. از ھمين رو، به بھانۀ دسترسی به انرژی ھسته ای برای مقاصد صلح آميز،
درصدد دسترسی به سلاح ھای خوفناک تری برآمده ايد تا بار ديگر ايران را آماج تھديد و تعرض ديگران سازيد. از
رھگذراصرار شما برچنين سودايی است که امروز کشور عزيزما با بحرانی بی سابقه و خطرناک روبروست؛ بحرانی که ھم
ميھنان عزيز صلح دوست من کمترين نقشی در ايجاد آن نداشته اند.
مردم آگاه و دورانديش ايران منفعت و مصلحت خويش را نه دخالت مسلحانه و موذيانۀ شما در سرنوشت مردم فلسطين و عراق
و لبنان می بينند، نه در دشمنی شما با جوامع آزاد و پيشرفتۀ جھان و نه در اصرار ديوانه وارتان بر دست يافتن به سلاح ھسته
ای. مردم ايران از ياد نبرده اند که موجبات دسترسی به فنآوری و انرژی ھسته ای، آن ھم با موافقت و ھمکاری جامعۀ بين
المللی، سال ھا پيش از انقلاب فراھم شده بود زيرا ھيچ کشوری در جھان بيمی از ھدف ھا و سياست ھای حکومت آن روز
ايران نداشت. شما و پيشينيان شما، اما، با ھدف ھای تجاوز طلبانه و سياست ھای تحريک آميز خود نه تنھا آن فضای اعتماد و
تفاھم را يکسره نابود کرده ايد بلکه با جھل و عمد اکثريت قريب به اتفاق دولت ھای جھان را از نزديک و دور، به دشمنان
ايران مبدل ساختيد تا برای سرکوب ھرچه بيشتر مردم آزادۀ ايران بھانۀ ديگری بيابيد.
گرچه در آغاز اين سخن، حکومت شما آقای خامنه ای و دستيارانتان را محروم از ھر نوع اعتبار و مشروعيت در چشم
ھموطنانم خواندم، و بنابراين نمی بايست شما و حکومت شما را مخاطب خود سازم، اما، عشق به سرزمين پاک نياکانم و نگرانی
از سرنوشت ھم ميھنان محرومم مرا ناگزير از آن می کند که به شما ھشدار دھم که مسئوليت اصلی ھر آسيب و خدشه ای که از
سوی ھر نيرو و قدرتی به تماميت و يکپارچگی ايران عزيز، به ھر گوشه ای از اين سرزمين مقدس، وارد آيد با شما و
دستياران شماست.
بدانيد که در صورت رخ دادن فاجعه ای از اينگونه، سرنوشت شما و يارانتان بھتر از سرنوشت حاکمان خودکامه ای که در سال
ھای اخير بر کرسی متھمان به جنايت عليه بشريت نشستند و کيفری در خور يافتند نخواھد بود. از سرنوشت آنان اگر پند نمی
گيريد، اگر آزادی و بھروزی شھروندان ايران کمترين محلی در دل و انديشۀ شما ندارد، دستکم نگران سرزمينی باشيد که در آن
زاده شديد. اگر امروز که می توانيد نخواھيد سر به خواست ھای ملت دھيد و به دامن بخشش بی کرانش دست آويزيد، بدانيد
مسند قدرتی که چنين فرعون وار برآن تکيه زده ايد در برابر عصيان روزافزون مردم ايران تاب نخواھد آورد، فرو خواھد
شکست و شما را سرانجام بر کرسی پاسخ گويی به آنان برای محروميت ھا و مصيبت ھای سی ساله خواھد نشاند.
خداوند نگھدار ايران باد
رضا پھلوی

20 May 2008

Mullah Obama

Obama’s foreign policy regarding Hamas, Hizbullah and Islamic regime of Iran is that of face-to-face negotiations without any preconditions. This card played by Obama may sound his losing card but there is something fishy in that. The way events could unfold in the next five or six months would probably spin in Obama’s favour. For example, Iranians could announce nearer to the election time in November - so as not to give the Bush Administration any chance of reassessing the situation - that they are prepared to discuss some possibilities of halting their nuclear activities for a period of time and that they will consider some other US demands regarding the Iraqi situation. Talks like this will become more prevalent. We will hear suggestions that the Russians will produce the Iranian nuclear fuel inside Iran but under strict controls and certain aspect of the production will be in black boxes and the Iranians will hint that they will be happy with that (already a suggestion by the Russians). Do these suggest that Obama knows (given assurances by the terrorists) how the Islamic regime will behave in a few months time to back up his presidential campaign? Otherwise, why has he made Iran the focal point of his campaign? There is something fishy about Obama.

The GOP and McCain must be prepared for change of tactics by the terrorists and Iranian regime behind Obama’s presidential campaign and leave themselves room to manoeuvre.

America will be defeated from within.





19 May 2008

Obama: we should listen to Iran

"Iran, Cuba, Venezuela, these countries are tiny compared to the Soviet Union," Obama said. "They don't pose a serious threat to us the way the Soviet Union posed a threat to us, and yet we were willing to talk to the Soviet Union at the time when they were saying we're going to wipe you off the planet.

"We should use that position of strength that we have to be bold enough to go ahead and listen. We might not compromise on any issue [oh yes... you will give them more time to develop their nuclear bomb, you idiot] , but at least we should find out are there areas of potential common interest, and we can reduce some of the tensions that have caused us so many problems around the world," Obama said.

Where has this guy been in the last 30 years? Is this guy a politician? To be honest Tehrani taxi drivers are more knowledgeable about American and international politics than Obama!

You have to be a mug to fall for this guy! Really!

Pelosi: Hitting Iran counter-productive

"I don't know what is to be gained by a military strike except to strengthen the president of Iran and to send up the cost of oil, but I do think that we must not take anything off the table."

What's the point of having military option on the table but letting the other side know it will not be used?

17 May 2008

Barack Obama on Appeasement

Barack Obama on Appeasement
May 16, 2008--

The U.S. needs a foreign policy that "looks at the root causes of problems and dangers." Obama compared Hezbollah to Hamas. Both need to be compelled to understand that "they're going down a blind alley with violence that weakens their legitimate claims... If they decide to shift, we're going to recognize that. That's an evolution that should be recognized""


So ... Mr Obama, what are the Hezbollah's and Hamas' LEGITIMATE claims?

Hezbollah and Hamas 's claims as far as I know are :

annihilation of state of Israel;
return of American solders back to America from Iraq and Afghanistan so that they can take over the Iraqi oil and use Afghanistan to breed and train more terrorists;
destroy American influences around the globe;
abolition of values and principles of democracy and human rights in Muslim countries;
implementation of the barbaric Islamic Sharia laws in secular and Christian Europe and America and wherever there is a Muslim community;
and nuclear bombs

so which one of these claims are LEGITIMATE, Mr Obama?

Mr Obama, if Hamas and Hezbollah put their arms down and stop their Jihad, would you as the President of the USA (if you won it) grant them their "legitimate claims"?










15 May 2008

The Queen Visits Turkey's Mosque


here

She is probably wondering how much controversy this will cause among her subjects! 'Good' ..she is probably thinking... 'That will weed them out and I will see who is going to trash their prospects of receiving knighthood from me. Ha ha ha!'

14 May 2008

These people are only interested in inciting murder of infidels and non-believers. They have no interest or knowledge on matters such as states' economics and management.

Here