درک تئوریک اصول دمکراتیک و نوشتن مفاله های بلند بالا درآن مورد و ادعای دمکراتیک بودن کار چندان دشواری نیست اما دمکراسی در عمل دشوار است بخصوص برای کسانی که در عمل باید در رابطه با بعضی از مواضع خود ازانها چشمپوشی کنند و یا کوتاه بیایند و یا به دیگران امتیاز بدهند و یا قدرت را با دیگران تقسیم کنند.
پروسه تعویض فرهنگمان از دیکتاتوری به دمکراسی
ما تا کنون شاهد بوده ایم که بسیاری و خوشبختانه این تعداد زیاد است ابتدا از اصول دمکراتیک سخن گفتند و مقاله ها نوشتند و بعدا هم به این نتیجه رسیدند که اساسآ برا ی منفعت دو جانبه و بخاطر یک زندگی در صلح باید از بعضی از خواسته های خود کوتاه بیایند و برای پیدا کردن وجه مشترک ها با دگر اند یشان بهترین راهکار, بحث و مذاکره منطقی بدون خشونت و همکاری است و اینگونه است که اساسآ اصول دمکراتیک را در عمل می توان به اجرا در اورد
این دو مرحله یعنی درک اصول و عمل آنهادر حد انفرادی در جامعه ایرانیان پیشرفت چشمگیری داشته.
اما متاسفانه اعمال اصول دمکراتیک در حدود گروهی و حزبی پیشرفت چشمگیری نداشته و تا زمانی که این مرحله هم به اجرا درنیاید ما نمی توانیم آن چهارچوب دمکراسی لازم برای ایجاد دمکراسی و فرهنگ دمکراسی که تداوم داشته باشد را خلق کنیم.
فرهنگ دمکراتیک و چهارچوب دمکراسی زمانی بدست می آید که گروه ها, سازمانها, و احزاب سیاسی ما هم در عمل آنجه که ایرانیان بصورت انفرادی به آن دست یافته اند دست یابند و فنون بحث و مذاکره برای حل اختلافات و پیدا کردن وجه مشترکها, معامله کردن و کوتاه امدن و امتیاز دادن و گرفتن را از یکدیگر برای منفعت جامه و ملت کسب کنند. متاسفانه اعمال احزاب سیاسی ما اینچنین نشان می دهد که آنها یا چنین فنونی را هنوز کسب نکرده اند و یاآنقدر برق قدرت آنها را افسون و چشمانشان را کور کرده که برای رسیدن به آن و در دست گرفتن تام قدرت حاضرند هزار بهانه و استدلال بیاورند تا خود را از این مرحله بحث و مذاکره که نهایتآ منجر به قبول دگر اندشان وایجاد چهارچوب دمکراسی و تقسیم قدرت می شود نجات دهند و تا انجا که ممکن است گوشه دریچه پنجره رسیدن به قدرت تام را همچنان نیمه باز نگه دارند
پروسه چگونگی حل اختلافات گروهی و پیدا کردن وجه مشترکها کار ساده ای نیست اما به نظر نمی رسه که به این مورد اشاره شده باشه. من به یکی دو مورد این پروسه اشاره می کنم و امیدوارم دوستان هم در این مورد بیاندیشند و بنویسند.
این پروسه اساسا بسان همان پروسه بین افراد است با این تفاوت که یک حزب مانند فرد یک شبه نمی تواد عقایدش را عوض کند و یا از بعضی اصول و مواضع خود کوتاه بیاید: مانیفستی و اصولی دارد که بر اساس انها عضو گیری کرده است. هرگونه چرخش و یا معامله ای می تواند برای آن گروه گران تمام شود. اما دربرابر آن در برهه هایی از تاریخ و بر اساس تحولاتی که در جامعه و جهان صورت می گیرد بعضی چرخش ها لازم و حتی حیاتی می شوند. پس چرخش از بعضی مواضع نباید بطور کلی غیرممکن قلمداد شود: حزب کارگر انگلیس تا اواخر دهه هشتاد همجنان گرفتار بعضی مواضع عقب افتاده بود که با تحولاتی که در آن جامعه صورت گرفته بود همخوان نبود و مرتب در انتخابات بازنده بود تا اینکه برای رسیدن به قدرت چرخشهایی میبایست صورت بگیرد. تونی بلر و همراهانش چنین چرخش ها را در حزبشان انجام دادند و با اینکار توانستند حزب را از چپ به بسمت میانه و حتی در بعضی موارد بسمت راست بیاورند و قدرت را دوباره در دست بگیرند و سه دوره انتخاب شدند
احزاب سیاسی ما بدون شک باید چرخش هایی را انجام دهند و بعضی از اصول خود را که با پروسه حل اختلافات و پیدا کردن وجه مشترک ها با احزاب دگر اندیش برای خلق چهارچوب دمکراسی مغایرت دارند با اصول مدرن و دمکراتیک تعویض کنند
بحث و مذاکره با احزاب دگر اندیش برای خلق چهارچوب دمکراسی آسان نیست و با یک نشست و دو نشست هم شاید انجام نشود اما می تواند شروع کار باشد
پس هر چه زودر در این مورد اقدام شود ما زوذتر به آن جهارجوب مطلوب خواهیم رسید. چهارچوبی که در ان همه احزاب سیاسی که پایبند به اصول دمکراتیک هستند بر فعالیات های سیاسی و اعمال یکدیگرنظارت دارند
در غیر اینصورت ما باز شاهد به قدرت رسیدن یک حزب با سر دادن شعار های دمکراتیک مابانه و فریب دهنده خواهیم بود که بعد از رسیدن به قدرت دگر اندیشان را به اتهام منافقه گری, خطر برای امنیت کشور (بخوان امنیت خود) و دیگر اتهامات روانه زندان, شکنجه و اعدام خواهد کرد
فراخوان برای ائتلاف گروه های سیاسی به همین منظور برای برسمیت شناساندن خود و حقوق خود وقبول کردن دیگران و حقوقشان و شناختن یکدیگر از نزدیک وبرقرای روابط دوستانه و مشارکت در کار های ائتلافی و مشترک و نظارت بر کار های یکدیگر است
اصولآ احزاب سیاسی در چهارچوب دمکراسی باید با یکدیگر رابطه مستقیم داشته باشند تا قادر باشند برای حل بعضی مشکلات مشترک اقدامات مشترک انجام دهند. آیا چنین ارتباطاتی بین احزاب سیاسی مدعی به دمکراتیک بودن ما وجود دارد؟
تا زمانی که ارتباطات مستقیم و دوستانه بدون خشونت و خصومت بین احزاب وجود ندارد چگونه می توان به آینده
دمکراسی در ایران امیدوار و خوشبین بود؟
این مقاله اخیرکیهانگشت هم تو همین مایه ها