24 October 2011

معادله سیاست های خارجی امریکا و متحدانش



این سیاست چندان هم پیچیده نیست،  بسیار ساده تر از آن است که بخواهیم در موردش پژوهش عمیق بکنیم و برای اثباتش مدارک و اسناد گوناگون ارائه دهیم. مدارک و اسناد برای اثبات این سیاست را می توان در تاریخ صد ساله اخیر بخوبی دید. عملکرد امریکا و متحدانش بخصوص بعد از جنگ جهانی دوم در رابطه با سیاست های خارجیش آنقدر واضح است که کسی برای عنوان مطلبی در همین رابطه نیازی به  ارائه مدرک و سند ندارد. 

این سیاست و ریزه های آن چیست؟
  سرمایه گذاری و بازار آزاد برای جهان اول اساس و پایه ی سیاست های کلی امریکا و متحدانش است. یعنی همه ی سیاست های گرفته شده و اجرای آنها در جهان باید این نتیجه را داشته باشند که کمپانی های جهان اول از آن بازار ها بهره مند باشند. معادله ای ساده که یکطرف باید برابر باشد با مجموع عملیات و ریز سیاست های طرف دیگر. یکطرف این معادله ی یعنی خواست امریکا و متحدانش (جدا از گرایشات، بینش ها و ایدئولوژی های  سیاسی و من در اینجا وارد آن گفتمان نمیشم) سیاستی قانونی، نیک و قابل قبول است و اگرچه رقابت برای کسب درصد بالایی از بازار جهانی در حد قوانین رقابت و عرف بین المللی،   قانونی و نیک است اما طرف دیگر معادله اینچنین نیست. 
 سیاست هایی که امریکا و متحدانش برای باز کردن بازار جهانی برای کمپانی ها و شرکت ها یشان 
و کسب آنچه که باید بدست بیاورند، اعمال می کنند اکثرآ زشت و ضد انسانی
اند.
یکی از سیاست های امریکا و متحدان این است که دمکراسی و آزادی به معنای واقعی در خاورمیانه برقرار نشود. من به شما نشان می دهم که این یک واقعیت است.
اگر به تاریخ صد ساله ی اخیر خاورمیانه رجوع کنیم  میبینیم امریکا و متحدان در این سرزمین های سرشار از نفت و گاز بسیار مشغول و پرکار بوده اند. از به تاراج بردن ثروت های این منطقه در اواخر قرن نوزدهم بگیر تا انتصاب دیکتاتور ها و سرکوب این ملت ها. و  می بینیم که 
چگونه هرگز اجازه ی رشد سیاسی و اجتماعی به ملت های این سرزمین ها نداده اند. چگونه امریکا و متحدان این سیاست ها را اعمال کرده اند پیچیده است و من فقط به چند نمونه اشاره می کنم. 
امریکا و متحدان برای اجرای سیاست های خود در یک کشور به افراد بومی  نیاز دارند. آنها همیشه در میان افراد بلند پایه و سرشناس یک ملت به دنبال   افراد ناآگاه، آزمند، طماع، پولدوست, خودفروش و وطن فروش و خائن با خصوصیات خاص هستند و آنها را دستچین میکنند،  این افراد باید دارای این خصوصیات باشند:
  • باید جذاب و پر هیبت باشند؛
  •  باید نوچه و دوستان یا افراد زیادی را داشته باشند که از او حمایت کنند؛
  •  باید ناطق خوبی باشند؛
  •  باید دروغگو، متقلب و نادرست باشند؛
  •  و باید ناپاک باشند. یعنی یه جاهایی گاف و سوتی های زیادی داده باشند و یا پتانسیل گاف دادنشان بالا باشد. .درصورت پیدا کردن این افراد برای آنها تبلیغ می کنند و در انتها آنها را در راس پست های کلیدی حکومتی قرار می دهند. 
افراد ناآگاه  بهترین گزینه برای اجرای سیاست های امریکا و متحدان هستند. این گزینه هرگونه اتهامی نسبت به دخالت در امور آن کشور را رد می کند و یا به زیر تردید می برد. این افراد از ته گلو بر علیه امریکا و متحدان شعار میدن اما در عمل بهترین متحدان و دوستان هستند که بخاطر نادانی کشورشان را به نابودی میکشانند. بهترین نمونه ها انتصاب صدام حسین و خمینی  (در حقیقت تمام سران کشور های خاور میانه) در ایران بود و آقای کارتر هنوز به این کار در زمان ریاست جمهوریش خیلی زیاد افتخار می کند و  از طرف سیاستگذاران امریکایی مورد ستایش قرار می گیرد. فرد ناآگاه شاید خودش هم نداند که منتصب شده است! فرد نا آگاه ممکن است ضربه های مقطعی و جزئی به امریکا و متحدان وارد کند اما بخاطر نادانی و ضعف سیاسی همیشه بدون برو برگرد باعث عقب افتادگی کشورش و ملتش  می شود  و این در انتها و در دراز مدت به دلایل زیر که بسته نیست، بنفع امریکا و متحدان است:
  • چون این ملت ها همچنان در فرهنگ استبدادی و ناآگاهی بسر میبرند, هرگز توانایی استقرار دمکراسی و مردمسالاری ندارند و از درونشان نا اگاهان و دزدان و متقلبان و خائنان بیشتری بیرون می آید و این سیکل همچنان ادامه پیدا می کند؛
  •  چون ثروت های کشورش را   بجای سرمایه گذاری در کشورش و آباد کردن آن و فراهم آوردن رفاه و آسایش و یک زندگی مرفه برای ملتش می دزدد و در بانک های غربی می ریزد و بهره اش را نصیب آنها می کند
  •  و برای حفظ دیکتاتوریش مقدار هنگفتی هم صرف تهیه ی امکانات  و سایل حفاظتی، امنیتی و نظامی میکند که باز هم می رود توی جیب آمریکا و متحدان و اینرا فراموش نکنیم که فقط خود و خانواده اش نیستند که می دزدند تمام اطرافیانش هم می دزدند چون باید بدزدند اگر ندزدند از کار برکنار می شوندو باید مثل خودش دزد باشند  تا بتواند به آنها اعتماد کند. دیکتاتور از افراد صادق متنفر است. 

اما این سیاست ها شکست پذیرند. امریکا و متحدانش تلاش خود را می کنند اما برای پیشبرد این سیاست ها حد و مرزی هم وجود دارد. تا یک حد و مرز مشخصی، امریکا و متحدانش می توانند (نه اینکه بخواهند ) این سیاست ها را اعمال کنند. فراموش نکنیم که دنیای آزاد سرمایه داری و جهان اول از آزادی بیان  برخوردار است و اعمال و حرکاتشان در جامعه هایشان بازتاب دارد و آنها نمی توانند سیاست زشت و یا ضد انسانی را ادامه بدهند. بهترین نمونه جنگ امریکا با ویتنام است. پس نا امید نشیم فقط هوشیار باشیم که باز هم سرمان کلاه نرود.  ما ایران را همزمان از چنگ خامنه ای  و از چنگال امریکا و متحدان در می آوریم . هیچ جنگی هم با کسی نداریم و برای امریکا و متحدانش هم احترام قائلیم . فقط بدانند که مردم ایران هوشیارند و نمی گذارند امریکا و متحدان دوباره برایش دیکتاتور منتصب کنند.
اردشیر دولت

No comments: